مرتضى مطهرى

468

مجموعه آثار شهيد مطهرى ( فارسي )

تقسيمات علوم ، تمايز علوم ، موضوع علم چيست ؟ و بعضى مطالب ديگر . دانشمندان همواره متوجه بودند كه مقدمهء هر علمى - يعنى بيان موضوع و تعريف و فايدهء آن علم - جزء آن علم نمىتواند قرار بگيرد و همچنين تقسيمات علوم جزء فلسفه يا منطق نيست و سرّ اين مطلب واضح و روشن است و در ضمن بيانات آينده روشن‌تر خواهد شد . ولى فن مستقلى كه متكفل بيان همهء اين امور باشد و آنچه به عنوان مقدمه در آغاز هر علم بيان مىشود بيان كند در قديم موجود نبود . از جمله قدمهاى مفيدى كه دانشمندان جديد در عالم فلسفه و منطق برداشتند اين بود كه فن مستقلى به وجود آوردند كه متكفل همهء اين جهات است و در آن فن علاوه بر امورى كه در بالا ذكر شد قسمتهاى مفيد و مهم ديگرى علاوه شد از قبيل بيان « اصول متعارفه » و « اصول موضوعه » اى كه در هر علمى به كار برده مىشود و روش و اسلوب فكرى كه در هر يك از علوم بايد از آن استفاده شود تا در آن علم پيشروى حاصل شود . قسمت اخير - يعنى بيان اختلاف علوم از لحاظ روش و اسلوب فكرى و تعيين اينكه در فلان علم از چه روش و اسلوبى بايد استفاده كرد تا به نتيجهء مطلوب رسيد - مهمترين تنبه و توجهى است كه اين دانشمندان در اين زمينه پيدا كرده‌اند و به عقيدهء اين دانشمندان از آن روزى كه روشهاى علوم شناخته شد راه پيشروى و تكامل باز شد و علت اصلى ركود و توقف علم در قديم همانا نشناختن « متد » و طرز تفكر صحيحى است كه در هر علم لازم است ، مثل آنكه در مواردى كه بايد از طرز تفكر تجربى استفاده شود با طرز تعقلى و استنتاجى مىخواسته‌اند به نتيجه برسند . به هر حال اين قسمت به قدرى توسعه پيدا كرد كه ساير قسمتها را تحت الشعاع قرار داد و با الحاق ساير قسمتها كه در بالا اشاره شد علم جديدى به وجود آمد كه همه به نام « روش شناسى » يا « متدولوژى » خوانده مىشود . به عقيدهء اين دانشمندان فايدهء شناختن روشهاى علوم از لحاظ صحيح فكر كردن كه غايت و نتيجهء منطق است از منطق ارسطو كه بيشتر متوجه اشكال و صور و هيأت و ترتيب افكار و معقولات است به درجاتى بيشتر است و از اين رو دانشمندان منطق را به دو قسمت تقسيم كرده‌اند : « منطق صورى » كه همان منطق ارسطويى است ، و « متدولوژى » كه متضمن تقسيمات علوم و تعريفات و موضوعات و فوائد و روشها و اصول متعارفه و موضوعهء آنهاست .